سخن از تنهايي و انزواست. کاملا روشن است كه از اصل و بنياد، تنهايي چيزي نيست كه كسي به دلخواه در آن بماند يا آن را از سر بگذراند. ما تنهائيم، تنها. ممكن است خود را گول بزنيم و طوري رفتار كنيم كه چنين نيست. اما هست. چه بهتر كه آن را درك كنيم، برآن واقف باشيم و كم كم آن را بپذيريم. مسلما دچار سرگيجه خواهيم شد. مثل این است که هرآنچه به ما نزديك بوده و چشم ما به آن عادت داشته، از نظر دور ميشود، تا بينهايت دور. كسي كه بهطور ناگهانی از خانه و کاشانهاش جاکن شود، بدون آمادِگي، بیمرکب و توشهی راه، پرتاب شود پشت سلسله جبال منطقهاي كوهستاني، اينگونه احساس ميكند: ناامنیِ بيسابقه همرا
برچسب: اژدها,پری,
نویسنده: کاوه سلیمانی
تاريخ: شنبه
28 مرداد
1396 ساعت: 17:43